انقلاب دوم
مهمترین مسئلهای که در ابتدای کار در دستور بررسی قرار میگیرد، تسخیر سفارت آمریکا بهعنوان مرکز جاسوسی ایالات متحده در خاورمیانه است. این مسئله ابتدا با مخالفت نمایندگان جناح راست یعنی محمود احمدینژاد (علم و صنعت) و محمدعلی سیدی نژاد (تربیتمعلم) مواجه شد. دلیل مخالفت هم آن بود که این کار باعث این شائبه خواهد شد که اینها ذیل بلوک شرق تعریف میشوند و معتقد بودند که بایستی با توجه به شعار نه شرقی و نه غربی بررسی بیشتری صورت گیرد. درنهایت تسخیر سفارت آمریکا با رهبری شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت تحت “عنوان دانشجویان پیرو خط امام” انجام شد و امام (ره) با تعبیر انقلابی بزرگتر از انقلاب اول آن را مورد تائید قراردادند. بدین ترتیب قدرت و قاطبه ی جناح تسخیرکننده، تحتالشعاع اهمیت کاری که انجام داده بود، بیشتر شد. در مقابل جناح راست در غیاب نیروهای حاضر در لانه جاسوسی -که مسئله گروگانها را از کار در تحکیم مهمتر میدانستند- دومین دوره شورای مرکزی تحکیم را به دست گرفت. مهمترین اقدام آنها هم انقلاب سوم یعنی انقلاب فرهنگی در دانشگاهها بود. با وقوع انقلاب و فضای باز سیاسی حاصل از آن، منازعات بسیاری در جامعه و دانشگاه در میان طیفها و نحلههای مختلف فکری شکل گرفت. برخی گروهها (نظیر سازمان مجاهدین خلق) با حمل اسلحه دانشگاه را به سنگر مبارزاتی خودکرده بودند. دانشجویان انجمنهای اسلامی بهعنوان مهمترین جریان اسلامی در دانشگاهها خود را ملزم به مبارزه در چند جبهه میدیدند، از یکسو بایستی تجهیز و پشتیبانی میشدند تا از مرزها دفاع کنند، از سوی دیگر باید با لیبرالهایی که آمده بودند انقلاب را مصادره کنند، مقابله میکردند و از دیگر سو بایستی با چپهای نزدیک مارکسیستها در جامعه و دانشگاه مبارزهی فکری میکردند. در این روزها بیش از ۷۰ گروه سیاسی علیه انقلاب در دانشگاه فعالیت میکردند. از طرفی پرواضح است که هر انقلاب نیاز به نهادهای جدید و نیروهای همسو با خود دارد، لذا نهادهای چون جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط دانشجویان انجمنهای اسلامی پا گرفت. مضاف بر اینها انقلاب اسلامی به دلیل مسائل و مشکلاتی که در ابتدا گریبان گیر آن بود، فرصت آن را نداشت که نیروهای جوان با فراغت خاطر تحصیل کنند، اوضاع انقلاب و سپس جنگ باعث شد بسیاری از دانشجویان بدون آنکه فرصت به پایان رساندن تحصیل خود را داشته باشند، مسئولیت مختلفی ازجمله در سپاه، جهاد سازندگی و فرمانداریهای مناطق دورافتاده را در دست گرفتند.
در تحکیم افرادی که در ماجرای لانه حضور نداشتند، در اواخر سال ۱۳۵۹، فراکسیونی از چندین انجمن اسلامی با حضور دانشجویان دانشگاههای ملی، علم و صنعت ایران، خواجه نصیر و چند انجمن اسلامی دیگر به وجود آوردند. مبنای این اکثریت و اقلیت در بین نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی، بیشتر، پذیرش یا رد نظرات آراء دکتر بهشتی و شهید مطهری بود. همان اختلافاتی که در انتخابات مجلس دوم، جناحبندی موسوم به راست و چپ را در احزاب و گروههای مختلف از قبیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز و دفتر تحکیم وحدت رقم زد.